افزودنی های مجاز
محتویات:
من
تو
و.....
و افزودنیهای مجاز:
عشق.
حرفهایی از سر دلتنگی
من
که ترا از هزار توی عنکبوت
بیرون کشیدم
و پرینت چشمانت را
زیر کیبورد گذاشتم
یاتو که هنوز
برای نوشتن نامم
با کلیدهای سرد کیبورد
کلنجار می روی؟!؟!؟!
واسه تو
واسه دستات
واسه نگاهات
دلم تنگه واست
بفهم
بفهم اینو اشغال
{همون عزیزم خودمون}
دلم برات تنگ شده جونم
میخوام ببینمت نمیتونم
بین ما دیوارای سنگی
فاصله یه ع م ر میدونم....

کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین
از هر چه هست و نیست گذشتم ولی هنوز
در مرز چشمهای تو گیرم فقط همین
با دیدنت زبان دلم بند امده است
شاعر شدم که لال نمیرم فقط همین ...
در گوشه کنارهای اتاقم
ردپایی از خود بر جای گذاشتی:
شعری در حاشیه کتابی
گوشه تا شده صفحه ای در کتابی دیگر...
عطرت در بسترم.
امشب کجایی؟
رد پایت را در کدامین اتاق می گذاری؟
یا شاید تو نیز
در حال کشف
رد پایی هستی که من
بر جانت به جا گذاشتم؟؟؟؟

دنیام ساکته
زنده ام...اگر چه سرد
پس روی سنگ قبرها
به دنبال من نگرد!!!!
فرار بی فایده است
تو را در صحنه جرم دیده اند.
قلبم بی وقفه نام تو را ....
فریاد میزند!!!
خدا ساخت
نه انچنان که (کسی می خواست)
که من کسی نداشتم
کسم خدا بود
کس بی کسان
او بود که مرا ساخت
انچنان که خودش خواست
نه از من پرسید و
نه از ان( من دیگر)م.
دکتر علی شریعتی